نمایشی از جنس صدا

«گئورگ بوشنر» در طي عمر 24 ساله خود اثري به نام "ويتسک" را خلق کرد که تا بحال 12 فيلم سينمايي از آن ساخته شده و بيش از يکصد گونه اجرايي از اين نمايشنامه در سراسر جهان به اجرا در آمده است.
در ايران نيز اين نمايشنامه به چندين گونه مختلف به اجرا در آمده که آخرين آن با بازنويسي و کارگرداني "رضا ثروتي" در تالار حافظ به اجرا در آمد. اين نمايش با دريافت جوايز اول بازيگري زن، جايزه اول بازيگري مرد، جايزه ويژه جشنواره و کانديد جايزه موسيقي و صدا در سي و يکمين جشنواره تئاتر فجر بيشترين جوايز اين جشنواره را از آن خود کرد. همچنين اين نمايش پر فروش ترين نمايش به اجرا در آمده در سال 91 گرديد.
طراحي کلاژهاي صدا و موسيقي اين نمايش به عهده بامداد افشار و طراحي صداهاي آن کار مشترکي از بامداد افشار و من بود. مهندسي صداي اين نمايش نيز بر عهده شرکت شهر صداي پارسيان گذاشته شده بود. برخي جلوه هاي صوتي و تمامي نريشن ها (گفتارها) در استوديو" نواي شهر پارسيان" ضبط و آماده سازي شد.
در اين نمايش طراحي صحنه به گونه اي بود که دکور صحنه بصورت يک سطح عظيم و کشيده ي U شکل در وسط سالن قرار داشت و مخاطب در دو سوي اين دکور قرار مي گرفت و صحنه را مي ديد. بازي بازيگران همگي برروي سطح شيب دار و سطوح مسطح در ارتفاع اين دکور اتفاق مي افتاد و بازيگران از ديد تماشاگران تنها به چپ و راست مي رفتند و حرکتي در عمق وجود نداشت. تنها برخي مواقع بازيگران به داخل دکور رفته و صداهايي از داخل دکور شنيده مي شد. اين مارا واداشت که طراحي فني و مهندسي انتشار اصوات را بصورتStereo LR طراحي نماييم. اين نمايش در سيزده پرده اجرا مي شد و هر صحنه بيش از ده ها نوع کلاژ صوتي بصورت در لحظه (Realtime) پخش مي شد که وظيفه سنگيني را بر عهده اپراتور صدا که خود آقاي طراح کلاژ وظيفه آن را به عهده داشت مي گذاشت. اين مهم خود نوعي بدعت در شيوه اجرايي يک تئاتر در کشورمان بود. بيننده تقريبا يک فيلم مي ديد و مانند يک فيلم سينمايي هاليوودي اجراي نمايش پر از جلوه هاي صوتي در هر صحنه بود. اين تکنيک صداگذاري پر حجم در اين شکل سوءرئال اجرايي از اين نمايش بسيار کار آمد بود بطوريکه بيننده بعد از اتمام نمايش از تاثير صوت به عنوان اولين عنصرتاثير گذار هم تراز با بازي بازيگران نام مي برد.
در صحنه اي از اين نمايش يک سطل از سقف آويزان بود و در اثر حرکت بازيگران به چپ و راست سالن تاپ مي خورد از آنجا که کارگردان سطل را به نشانه ي نوزاد در نمايش بکار مي برد تصميم گرفتيم صداي کودک را از بلندگوي 1،2،3،4 پخش شود اما با استفاده از تکنيک Panning صدا ها بين بلندگوي شماره (1و2) و (3و4) در حال رفت و آمد باشد و اين رفت و آمد با حرکت سطل بصورت در لحظه با Wobe روي نرم افزار Live که در اين نمايش بکار برده شده بود انجام شود. اينگونه تغييرات ديناميکي صدا در لحظه ي اجرا اتفاقي منحصر به فرد که در نمايش در ايران مي افتاد و اين احساس را به بيننده مي داد که واقعا نوزادي درون سطل است. همچنين در صحنه اي ديگر که بازيگر مرد اصل ويتسک (مرتضي اسماعيل کاشي) در حال گفتن جمله ي "ماري! من دارم پرواز مي کنم" صحنه سياه مي شود و با استفاده تکنيک Fade out از يک بلندگو و Fade in به بلندگوي سقف در زمان تاريک شدن صحنه و پخش همين ج??له با همان کيفيت از سقف باعث مي شد که بيننده تصور کند که بازيگر واقعا در طول ارتفاع 8 متري اين سالن پرواز کرده است. از اين تکنيک همچنين در صداي زوزه ي گرگ که در پايان صحنه اي از اين نمايش بازيگر اصلي زن (پانته آ پناهي ها) از خود ايجاد مي کرد استفاده شد و در لحظه ي تاريک شدن بين صحنه ها صداي زوزه گرگ از سقف و بلندگوهاي مختلف پخش مي شد و بيننده در تاريکي مطلق سالن احساس حضور گرگ ها از هر سو را بر فراز هر بلندي را در فضا مي کرد. همچنين در صحنه اي ديگر کارگردان پيشنهاد گذاشتن يک Subwoofer در سقف را داد که باعث ريزش خاک اره از سقف از جلوي Sub3 در صحنه ي مورد نظرش مي شد. اين جلوه تقارن هم زمان صداي کوبش ريخته شدن خاک اره از سقف را ايجاد مي کرد و آنقدر اين هم زماني زيبا بود که بعد چهارم اين نمايش يعني رخداد هاي موازي را يادآور مي شد.
در مهندسي اين نمايش جانمايي بلندگوها بدين صورت اتفاق افتاد که چهار بلندگو 12 اينچ Pro-Sound در چهار طرف سطح شيب دار، دو Subwoofer 5 اينچ در زير جايگاه تماشاگران چهار بلندگوي 12 اينچ به چهار جهت در سقف که از قبل سالن مجهز به آن بود و قابل تغيير نبود! و يک Sub woofer دبل 12 اينچ Pro-Sound (sub3) در سقف.
Panning توسط چهار بلندگوي 1،2،3،4 صداهاي سقف از بلندگوهاي 5،6،7،8 صداهاي هولناک با کمک Sub1 و Sub2 و ريزش خاک اره با کمک Sub3 انجام مي پذيرفت. آموزش ميکس و مستر
در اين نمايش همچنين از 3 ميکروفن بي سيم يقه اي استفاده شد که تنها در زمانهايي که در طراحي صدا قرار بود بر روي صداي بازيگر جلوه اي صوتي قرار گيرد استفاده شد. صدا رساني از اين ميکروفن ها تنها در ابتداي نمايش و شروع قصه استفاده شد و ديگر هيچ استفاده ي صدا رساني در تئاتر به دليل از بين بردن پرسپکتيو صدا با محل بازيگر و همچنين محدوديت رنج فرکانسي اين ميکروفن ها که باعث از بين رفتن انتقال حس صداي بازيگر به مخاطب مي شود مخالف هستم و هيچگاه آن را توصيه نمي کنم. اتفاقي که متاسفانه در نمايش هايي چون "ايوانف" به نويسندگي و کارگرداني امير رضا کوهستاني افتاد و عاقبتش هم هزاران بازخورد منفي بود که از سوي تماشاگران مي شنيديم. نمايش "ويتسک" با ده ها حاشيه سازي منفي هزاران مخاطب را راضي و شگفت زده از سالن بيرون برد. اثري که بار دگر رضا ثروتي بعد از "عجايب المخلوقات" و "مکتب" پديد آورد و رخدادي شگرف در تاريخ نمايش اين سرزمين به يادگار گذاشت.