صدابرداری و صداگذاری فونیک و دراماتیک

قبل از پرداختن به مبحث فوق، ابتدا لازم مي دانم تعاريفي از برخي واژه ها را ارائه نمايم. "فونيک" يا شنيداري، اصواتي است که از طريق شنيدن بدون التزام به حضور حس هاي ديگري مانند ديداري، بويايي و نظاير آن به گوش مي رسد. "درام" يا نمايشي، دريافت تصاوير و يا حرکت هاي نمايشي از طريق ديدن است و در اين تعريف حتي التزامي به وجود صوت و يا حس هاي ديگر نيز (مانند پانتوميم) وجود ندارد. اما آن چيزي که انکار نشدنيست اين است که تلفيق مناسب و همچنين متناسب صوت و تصوير باعث ايجاد ژرفاي لذت بخش در دريافت حس و انتقال هدف سازنده اثر است. حال مي خواهد اين اثر تصويري باشد که صدا در خدمت اوست و يا صدايي باشد که تصوير آن را به خدمت گرفته است . در برخي موارد نيز اين دو لازم، ملزوم يکديگر مي شوند و هر يک به تنهايي معناي خود را از دست مي دهند. آموزش ميکس و مستر

در بحث موسيقي فونيک يا شنيداري الزام تصوير حذف مي شود، لذا فرآيند ضبط موسيقي در استوديو توسط صدابردار، ميکس(Mix) آن و در نهايت آماده سازي براي انتشار (Mastering) همه در گرو پارامترهاي زير قرار مي گيرند:
1- انتخاب نوازنده ها بنا به سابقه ي نوازندگي در سبک موسيقي مورد نظر وتبحر آنها در نوازندگي استوديويي.
2- ميکس سازها با توجه به شاخص هايي چون سبک موسيقي، تاکيدات و سلايق آهنگساز،تنظيم کننده (در اين مرحله ميکس کننده (Mixer) خود بايد قبل از فرآيند ميکس اين نظرات را در ذهن خود ميکس و به يک نقطه ي نمايي همه پسند برساند که بسيار دشوار مي نمايد. البته لازم به ذکر است که ميکس کننده هاي بزرگ دنيا تنها نظرات آهنگساز، تنظيم کننده و کارفرماي کار را مي شنوند و در انجام آن خود را مختار مي دانند).
3- مسترينگ که با نگاهي به کليت کار و ترتيب قرارگرفتن موسيقي ها هدف و غايت نظرصاحب اثر را به مرز انتشار مي رساند.
و مي بينيم که در هيچيک از مراحل فوق صحبتي از بحث دراماتيک يا نمايش و يا حتي تداعي يک تصوير وجود ندارد و صاحب اثر شنونده را در انتخاب تصاوير ذهني مختار مي گذارد. اما واقعيت اين است که چطور ممکن است اثر شنيداري مشهوي چون "چهار فصل" (four seasons) ساخته "آنتونيو ويوالدي" در چهار بخش "بهار"، "تابستان"، "پاييز"، "زمستان" ساخته شده و صاحب اثر تصويري از فضاي هر فصل و حتي اتفاقاتي چون عبور رهگذران از روي برگهاي پاييزي را در ذهن نداشته باشد.
پس تعريف ابتداي خود را در موسيقي شنيداري بصورت زير کامل مي کنم. موسيقي شنيداري هم موسيقي دراماتيک است که در آن بعد دراماتيک به عهده شنونده اثر گذاشته مي شود، اما موسيقي دراماتيک شنونده را ملزم به ديدن نمايش، تصاوير، فيلم و يا هر رسانه ي ( Media) تصويري مي کند.
اگر تعريف فوق را ملاک عمل صدابردار، ميکس کننده و مستر کننده قرار دهيم تلفيق وهم پوشاني ديدگاه ها بسيار کار سخت و متکي به تجربه است. علي الخصوص که در اين بين بجز آهنگساز، تنظيم کننده و همه ي عوامل ذکر شده، نظرات تهيه کننده، مشاورين بخش تبليغاتي و فروش اثر تاثير گذار شنوند. اين تلفيق در موسيقي هاي خواننده محور مانند اثرات پاپ (Pop Musics) بسيار ساده تر به نتيجه مي رسد تا موسيقي هاي ساز محور (Instrumental Music) چرا که در مشق اول بسياري از ديدگاه ها در ترانه و کلام خواننده نمايان مي شود و صدا بردار و ساير عوامل فني و مهندسي صدا تنها با برجسته کردن آن کلامها و استفاده از ساير سازها در اين برجسته سازي به کار خود پايان مي دهد. اما در مشق دوم بسيار فضا پيچيده و کار دشوار تر است.
در ساخت اين فضا به قول آقاي مهندس "ارد انزابي پور" (استاد محترم دانشگاه صدا و سيما) ميکس کننده در روند ميکس به نقطه ي انتهايي نمي رسد بلکه در نقطه اي کار خود را رها مي کند.

در موسيقي دراماتيک موسيقي وابسته به تصوير است که اين مقوله در هر رسانه سرفصل کاري خود را دارد. يعني آنچه که ما به عنوان صدابردار ميکس کننده و مستقر کننده انجام مي دهيم علاوه بر کارهايي که در موسيقي فونيک بايد انجام شود، براي رسانه ي تصويري بي واسطه چون تئاتر، يا رسانه ي تصويري خانگي چون تلوزيون و يا رسانه ي تصويري اختصاصي صدا و تصوير چون سينما کار را بايد متفاوت انجام دهيم. از يک سو موسيقي دراماتيک ساده بنظر مي رسد چون ما تنها احتياج به برجسته سازي عمق تصاوير در ديدار بوسيله اصوات را داريم. اما از سوي ديگر مشکلاتي چون عدم انطباق حسي موسيقي با تصوير، صداگذاري نا مناسب، پخش نا صحيح و نابجاي (از لحاظ زماني) جلوه هاي ويژه (Sound effects) نا مناسب که در اين مورد آن را در بحث تئاتر ايران بسيار اتفاق مي افتد نه تنها جلوه ي دراماتيک را کمرنگ يا حذف مي کند بلکه حسي به تماشاگر منتقل مي کند که من نام آن را "ضد دراماتيک" مي نامم.
در اين مورد آخر مثال کتاب آئين نگارش دوره دبيرستان را به ياد مي آورم و نقش ويرگول در دو جمله ي "بخشش، جايز نيست اعدامش کنيد" و "بخشش جايز نيست، اعدامش کنيد" با يک جابجايي ويرگول زندگي و مرگ رقم مي خورد. اين دقيقا همان چيزي است که در عدم پخش مناسب يک آوا و يا زمان بندي نا متناسب اتفاق مي افتد.
متاسفانه اين روزها مي شنوم که برخي آهنگسازان قطعات خود را بدون آنکه براي فيلم نامه يا نمايشنامه ي خاصي طراحي کرده باشند ساخته و حتي ميکس کرده اند و مانند يک بقالي با مراجعه ي فيلمسازان عرضه مي کنند. جلوه هاي ويژه هم که در 99 درصد اوقات صدابرداري نشده و از آرشيو کهنه و نخ نماي استوديوهاي موسيقي استفاده مي شود. توسط صداگذار انتخاب مي شود.
با گذشت بيش از بيست سال هنوز صدا و سيماي ما هر بار وقتي باغ و گلي را نشان مي دهد و شعري خوانده مي شود صداي جلوه خواندن بلبل که بر روي کيبوردهاي محصول سال 91 کمپاني رولند که بر روي دستگاه هاي JV-1000, E-86, E-35 بود پخش مي کنند. صداي بلبلي که هيچ ارتباطي به "مرغ عشق" ايران ندارد، جالب اين است که حتي صداي برگ درختان و يا باد نمي آيد که ما را در تلفيق موسيقي و تصوير و صداي خواننده شعر صداي اضافه اي وجود نداشته باشد. و روش حذف صورت مساله بجاي حل آن انتخاب مي شود. اتفاق بدتر آن زماني است که موسيقي داراي هويت به شدت دراماتيک مانند موسيقي فيلم "طالع نحس" يا همان "کارمينا بورانا" (Carmina Burana) اثر کارل اورف (Carl Orff) بر روي تصويري از ماهيگيري ماهيگيران روي کارون گذاشته مي شود بدون آنکه حتي برش تصاوير (Cut) با حذف آهنگ موسيقي هم زمان (Sync) شده باشد.
در هنر تئاتر مرحله صداگذاري به مراتب کار دشوار تر است. چرا که اين مرحله بايد بصورت در لحظه اتفاق بيافتد و صداگذار تئاتر (که به اشتباه در ايران به آن صدابردار مي گويند اين عنوان زماني درست است که يا موسيقي سر صحنه وجود داشته باشد و آن هم الزاما از طريق ميکروفن صدا رساني انجام شود و يا بازيگرها به ميکروفن بي سيم (Wireless Microphone) که غلط به آن HF مي گويند مجهز شده باشند) عرض مي کردم صداگذاري تئاتر بايد وجه دراماتيک کار را حساس تر از هر رسانه ي ديگري درک و آن را منتقل کند. هم از لحاظ فني صدا و هم از لحاظ انتشار صدا در سالن.
امروزه متاسفانه مي بينيم که در ايران رسانه ي بي واسطه اي چون تئاترتصوير در آن سه بعدي و واقعي است اما صدا تک بعدي و بي کيفيت و ناقص از لحاظ درک فضاي دراماتيک سينما دو بعدي است، اما صدا ها سه بعدي بدون آنکه صدابرداري سه بعدي يا ميکس سه بعدي صورت گرفته باشد. 

صدابرداران